سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
127
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
به طلحه وزبير وگمان نبرى كه اگر وبال ونكال اين امر به تو از خداى جبار متوجه گردد ايشان در دفع آن نفعي به تو توانند رسانيد ، پس عايشه بسيار ملول وبي حضور ( 1 ) واز آن داعيه [ واهية ] ( 2 ) پشيمان وبا فتور از مجلس أم سلمة برخاست ، واز نفس خود در فسخ . . . [ آن ] ( 3 ) عزم ( 4 ) عذرى مىجست وبهانه مىخواست ، عبد الله بن الزبير چون اين فتور وقصور از امّ المؤمنين عايشه مشاهده فرمود ، فرياد بر آورد كه : يا أماه ! اگر تو به اين لشكر توجه نفرمايى من خود را مقتول واز صف أحيا معزول وبر زمره أموات موصول مىسازم ، يا آنكه سر در بيابان وصحرا مىنهم ، سراسيمه وديوانه خود را در ميان سباع مىاندازم ! ! مردم در ميان آمدند وبه شفاعت والتماس بسيار عايشه را تسكين دادند ، اُمّ المؤمنين از فرط محبتي كه با عبد الله داشت باز بر سر حرف أول رفت ، واز تصدى آن مهم متقاعد نشد ( 5 ) . اما آنچه گفته : زيرا كه وقت خروج از مكة نمىدانست كه در اين راه چشمه حوأب نام واقع خواهد شد وبر آن گذشتن لازم خواهد آمد ، چون بر آب رسيده
--> 1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( محصور ) آمده است . 2 . زيادة از مصدر . 3 . زيادة از مصدر ، در [ الف ] به اندازه يك كلمه سفيد است . 4 . در مصدر ( عزم ) نيامده است . 5 . در [ الف ] اشتباهاً : ( شد ) آمده است ، روضة الأحباب ، ورق : 344 - 345 .